تبليغاتX

پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم زمانيكه به مدينه منوره تشريف آوردند فرمودند : اي مردم الله تعالي را از صميم قلبتان دوست بداريد. بياييد من و شما نيز اينگونه باشيم ای معبود محبوب

ای معبود محبوب
جز ديدن روي تو ندارم هوسي،،،من بي تو نخواهم كه برآرم نفسي
قالب وبلاگ

"التواب"

دعوتی از جانب الله تعالی

 

اين اسم الهي اميد را در زندگي تجديد مي كند و اين دعوت براي همه انسانهاست

 آن اسم تواب خداوند است توبه كنيم تا آزاد شويم .

واما معناي اين اسم: توبه يعني بازگشت خداي تواب هر كسي كه به سوي او مراجعه

 كند مي پذيرد و ردش نمي كند و مي فرمايد: "وهوالذي يقبل التوبه عن عباده....."

"تنها خداست كه توبه را از بندگانش مي پذيرد و گناهان را مي بخشد...."

اين آيه بسيار زيباست زيرا ممكن است تو از انساني عذرخواهي كني اما عذرت

را نپذيرد يا تو از عذر خواستن به خاطر عدم قبول آن بترسي اما الله تعالي كلمه

 قبول را در كنار توبه در قرآن آورده است و به ما مي فهماند كه هيچگاه در تنگنا

 نمي افتيم و توبه ما قبول خواهد شد: "غافر الذنب وقابل التواب...."

" خداوندي كه بخشنده گناه و پذيرنده توبه است"

با اين حرفها يي كه الان زديم آيا توبه مي كني يا همچنان گناه در عمق دلت جاي دارد؟

توبه براي چه كسي مي باشد؟

توبه تنها براي مجرمين و غافلان نيست بلكه توبه براي مومنين هم مي باشد.

"....و توبوا الي الله جميعا ايها المومنون اعلكم مفلحون"

".....اي مومنان همگي بسوي خدا برگرديد تا رستگار شويد"

توبه براي مرتكبين گناه كبيره است براي زنا كاران است و ببين چقدر زنا كاران

 در كشور ها فراوانند! توبه براي عاق شدگان توسط والدينشان است .

توبه به خاطر رشوه اي است كه سرزمينمان را فرا گرفته است.توبه براي

خوردن شراب در هر كجاي اين سرزمين است . از آن كانال هاي ماهواره كه

 شايع كننده ي فحشا مي باشد بايد توبه كرد.توبه براي ترك كنندگان نماز است زيرا

 دري از جهنم با نام "سقر" مختص تارك الصلاه است . توبه براي مردي است كه

 به زنش اهانت مي كند به اين خاطر كه او ضعيف و ناتوان است مگر نمي داند

 كه اين ظلم تبديل به تاريكي در روز قيامت مي شود و با اين كارش محتاج توبه است.

الله تعالي مي فرمايند:" افلا يتوبون الي الله و يستغفرونه والله غفور رحيم".

" آيا به سوي خدا بر نمي گردند و از او آمرزش نمي خواهند؟ خداوند داراي

 مغفرت و رحمت فراوان است."آيا شفقت را در اين آيه احساس مي كني؟

همين طور جوان متديني كه هيچ كاري براي دين نمي كند با اينكه كاملا با نشاط

 و تواناست آيا محتاج توبه نيست؟ آيا به خاطر عمري كه در دوري از خدا سپري

 كرده اي و نعمت هايي كه خداوند به تو عطا كرده و در مقابل شكر گذارش

نبوده اي محتاج توبه نيستي؟ سفيان سوري كه يكي از بزرگان تابعين است مي گويد:

 روزي مشغول شمردن گناهانم شدم و وقتي آنها را شمردم به بيست و يك هزار

 گناه رسيد با خود گفتم اي سفيان! مي خواهي با بيست و يك هزار گناه خدا را

 ملاقات كني در حالي كه از تك تك گناهانت بازخواست مي كند در حضور

 خداوند مي ايستي و بين تو و او واسطه اي نيست و از تك تك گناهانت

 سوال مي كند؟! در ادامه مي گويد نشستم و شمردم و توبه كردم شمردم

و توبه كردم شمردم و توبه كردم.

حتي الله تعالي در مورد پيامبر صلي الله عليه وسلم مي فرمايد:

"لقد تاب الله علي النبي و المهاجرين و الانصار...."

"خداوند توبه ي پيامبر و مهاجرين و انصار را پذيرفت..."

 الله مهربان مي فرمايد:

"قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان الله يغفرالذنوب جميعا..."

"بگو: اي بندگانم ! اي آناني كه در معاصي زياده روي كرده ايد ! از لطف و مرحمت خدا نااميد نگرديد قطعا خداوند همهي گناهان را مي آمرزد ..."

احساسي كه از اين آيه بدست مي آيد زخم باز را دوباره پيوند مي زندآيا دعوتي بهتر از اين آيه براي توبه وجود دارد؟ گويا امر مهمي را به تو مي گويد گناهانت زياد شده و از او دور شدي و پريشان گشته اي اما اگر بيايي و بگويي خداوندا ! توبه ام را بپذير او به تو مي گويد: مي پذيرم بنده ام. به ظرافت آيه بنگر مي گويد: " بندگانم" و نمي گويد اي مجرمين و اي سركشان نيز مي گويد :" اي كساني كه به ضرر خود اسراف نموده ايد" كلمه گناه را نام نبرده است كه آبرويشان را ببرد.

 خداوند رحمان برايت هويدا مي كند كه تو را مي بخشد و دوستت دارد:

"...ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين"

بي گمان خداوند توبه كاران و پاكان را دوست دارد".

 

 

پيامبر صلي الله عليه و سلم مي فرمايد:

الله تعالي روزخلقت آسمانها و زمين دربي را خلق نمود و آنرا از جانب مغرب باز گذاشت پهناي اين در به اندازه پيمودن يك مسير به مدت هفتاد سال توسط يك سواره است و هنوز هم آنرا طي نكرده است يعني شخصي سواره هفتاد سال در عرض آن راه مي رود اما باز هم به آخرش نمي رسد . سپس پرسيد آيا مي دانيد اين درب چيست ؟گفتند نه يا رسول الله! فرمودند:آن در توبه است. اين درب دري وسيع باز و بزرگتر از گناهانت است. و در ادامه فرمودند: كه هر گاه خورشيد از مغرب طلوع كرد بسته مي شود.

باز هم توبه نمي كني؟!

 

 

پيامبر صلي الله عليه و سلم مي فرمايند:

هر بنده اي كه مرتكب گناهي شد اگر برخيزد و وضويي نيكو بگيرد و دو ركعت نماز بخواند سپس از خداوند متعال طلب بخشش نمايد حتما خداوند آن گناهش را مي بخشد.

و باز مي فرمايد:

" احدي يافت نمي شود كه بيشتر از خداوند عذر خواهي را دوست بدارد ".

 

 

 

خداوند رحمان در حديث قدسي مي فرمايد:

" اي انسان تا زمانيكه به درگاهم دعا كني و اميد به رحمتم داشته باشي از همه گناهانت

مي گذرم .اي انسان اگر گناهانت به پهناي آسمانها باشد سپس از من آمرزش بخواهي

 تو را مي بخشم اي انسان اگر همراه گناهاني به حجم زمين به درگاه من بيايي تا

 زماني كه براي من هيچ چيزي را شريك قرار نداده اي با بخششي به حجم زمين به سوي

 تو مي آيم از بسياري از خطاهايت مي گذرم رحمتم بر غضبم و بردباريم بر عقوبتم

 پيشي گرفته و من از مادر دلسوز به فرزندش دلسوزترم اي بندگانم! شما در شب و

 روز گناه و خطا مي كنيد و من همه گناهانتان را مي بخشم پس از من طلب آمرزش

 گناهانتان را كنيد تا آنها را ببخشم."

 

 

 

خداوند رحمان به حضرت داوود (ع) مي فرمايد:

" اي داوود! اگر رو گردانان از من ميزان شوق و رغبت مرا نسبت به توبه

 و بازگشتشان به سويم را مي دانستنداز شوق نسبت به من آب مي شدند اي داوود!

 اين علاقه من به رويگردانانم است محبتم نسبت به روي آورندگانچگونه مي باشد؟"

 

 

خداوند متعال در حديث قدسي مي فرمايند:

"داستان من و انسان و جن ماجراي شگفت انگيزي دارد من خلق مي كنم ولي

كس ديگري عبادت مي شود من روزي مي دهم ولي ديگري شكرگذاري مي شود

خيرم بسوي بندگان نازل مي شود اما شرشان رو به من بالا مي آيد از روي رحمت

 دوستشان دارم در حاليكه بي نياز از آنها هستم و با گناهانشان مرا خشمگين مي كنند

 از نظر من فقيرترين موجودات هستند اهل ذكر من همنشينان من هستند اهل طاعتم

محبان من هستند بندگان گنه كارم را از رحمتم نا اميد نمي كنم هر گاه بسوي من 

برگشتند دوستشان مي شوم و هر گاه نافرماني كردند طبيبشان مي شوم آنان را دچار

سختي ها مي كنم تا از عيوب پاكشان كنم هر كدامشان كه با توبه بسوي من آيند از

 دور خود را بسوي آن مي رسانم و هر كدام كه از من رويگردان شوند از نزديك

 او را فرا مي خوانم و به او مي گويم :

كجا مي روي مگر غير از من خدايي ديگر داري؟"

 

 

 ذوق خدا از توبه تو بيشتر از ذوق خودت از آن است.هنگام توبه در قلب توبه كننده

احساس شكست و خجالت است در حاليكه هيچ چيز نزد خداوند به اندازه اين احساس شكست

در قلب توبه كننده دوست داشتني تر نيست زيرا اوج بندگي خداي متعال را محقق مي سازد.

توبه تو را به بالاترين درجات نزديكي به خدا منتقل مي سازد .

فكر كن اگر توبه وجود نداشت چه مي شد؟ يكي دزدي مي كرد يا مال مردم را مي خورد سپس پشيمان مي شد در حاليكه توبه هم وجود نداشت در نتيجه از روي ياس دوباره دزدي مي كرد و زمين فاسد مي شد توبه به قصد اصلاح جامعه شكل گرفته شده اي كاش كشورمان و تمامي بشريت خود را با نامهاي اسماي حسناي خدا اصلاح مي كرد.....

و ديگر اينكه من و شما با توبه كردن از ربمان شناخت حاصل مي كنيم و به او نزديك مي شويم و اين شناخت سبب محبت بين بنده با خدا مي شود .

 

 

در روايتي در مورد داستان ميوه ممنوعه آدم مي گريست كه در اين

حال پروردگار به او مي فرمايد:

 " اي آدم.... اگر تو و فرزندانت را معصوم از گناه مي كردم به اين ترتيب چه

 كسي لايق مغفرت و عفو و حلم من مي گرديد در حاليكه من تواب و رحيمم

اي آدم....تو در ابتدا همانند ورود پادشاه بر پادشاهي وارد بهشت شدي و حال

 چون ورود بنده اي بر پادشاهي داخل مي شوي و اين حالت نزد ما دوست

داشتني تر است اي آدم گناهي كه باعث شود با ذلت نزد ما آيي دوست داشتني تر

 است از طاعتي كه با آن برايمان تظاهر كني اي آدم.....ناله پشيماني گنهكاران

 نزد ما محبوب تر است از صداي تسبيح رياكاران .اي آدم...... از اينكه به تو گفتم

 از بهشت بيرون شو ناراحت نباش زيرا آنجا را در اصل براي تو خلق نمودم ولي

 اكنون در دنيا فرد آي و بذر تقوي را در آن بپاش و زمينم را اصلاح كن تا وقتي

 كه آرزوي بهشت را نمايي آنوقت تو را داخلش مي كنم".

 

 

شروط پذيرش توبه:

1-پشيماني از گناه

2-دل كندن از گناه

3-عزم بر عدم بازگشت به گناه

4-اگر حقي از حقوق مردم را خورده اي بايد آنرا برگرداني حتي هر چقدرهم

گريه كني باز هم ناچاري حقوق مردم را برگرداني اما اگر مرتكب غيبت

ديگران شده اي لازم نيست به آنها خبر دهي به جاي آن دعا كنيد

تا نسبت به شما ديدشان عوض نشود.

 شما را به خداوند قسم مي دهم كه در پيشگاه الله تواب توبه كنيد زيرا كه اين جلسه در روز قيامت حجتي بر ما خواهد شد.

 به اميد ملاقاتي پاك در پيشگاه پروردگارمان...

[ یکشنبه 27 شهریور1390 ] [ 14:53 ] [ "طهورا" ] [ ]

"زندگي در پرتوي اسماي الهي"

"عمرو خالد"

"باسمك نحيا: با نامت زندگي مي كنيم"

"الرحمن الرحیم"

اين الله كيست؟ چگونه ذات اقدسش را بشناسيم ؟چگونه شناختمان نسبت به او

 تولد ونوري در حياتمان شود؟ پس با نام تو زندگي مي كنيم اي معبود عشق

ارزشهاي زندگي چيزي جز مفاهيم اسماي الهي نيست بنابراين بر ما لازم است جهت

بازسازي زندگي زيبا با فهم و شناخت به اين اسماء از آنها بهره مند شويم نامهاي

خداوند داروي بسيار مؤثر و عجيبي براي بيماري هاست.

هدف از اين برنامه فقط يك كلمه مي باشد و آن شناخت الهيست.

اگر او را شناختي عاشقش مي شوي سپس مطيعش مي شوي آرزويت فقط رضاي

 او مي شود مشتاق بهشت خواهي شد چشمانت از شوق ديدار او اشكبار مي شود

همه مردم از مرگ مي ترسند اما تو مشتاق ديدارش هستي اگر او را شناختي از

ذوقش ذوب خواهي شد اگر او را شناختي هيچگاه از او خشمگين نخواهي شد حالا

 هر كس كه مايل است الله خود را بشناسد و به اين مراحل برسد با صداي بلند براي

 الله خود اعلام كند به اميد تو شروع مي كنيم:

الله تعالي در كلام پاكشان فرمودند: خداوند داراي زيباترين نامهاست او را بدان نامها

بخوانيد و پيامبر گرامي اسلام  صل الله و آله و سلم فرمودند:

 خداوند داراي 99 اسم است هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مي شود.

ودراينجا مي پردازيم به بررسي نامهاي الهي:

 ۱- الرحمن الرحيم :

صفت رحمن خداوند فراگير است و براي تمامي مخلوقات اطلاق مي شود و خداوند

رحمن است در اين دنيا براي همگان اما صفت رحيم در سراي آخرت مخصوص به

 بندگان مومنش مي باشد و مشمول حال مشركين و گنه كاران نمي شود.

 الله تعالي مي فرمايند: رحمت من همه چيز را در بر گرفته اما آنرا براي كساني مقرر

 خواهم داشت كه پرهيزگاري كنند.

چگونه مي توان در كنار اسم رحمن و رحيم

خداوند زندگي كنيم؟

 روزي كه خداوند آسمانها و زمين را آفريد در كتابي كه در نزدش بر روي عرش

است نوشت: ان رحمتي سبقت غضبي . رحمتم بر غضبم پيشي گرفت.

و در حديثي پيامبر اسلام صل الله عليه و آله و سلم فرمودند: هيچ يك از شما را

عملش داخل بهشت نمي كند گفتند: حتي تو اي رسول خدا؟ فرمودند: حتي من مگر

 اينكه خدا مرا در رحمت و لطف خودفرو برد.پس اينگونه از الله تبارك و تعالي

مي آموزيم كه مهربان و رئوف باشيم و سنگدلي را كنار بگذاريم.

حال اگر با چشم دل به اطرافمان بنگريم شاهد آثار رحمت الهي در هستي خواهيم

شد به رحمت الهي در تقسيم شب و روز بنگر اگر هميشه شب يا هميشه روز

مي بود چه مي شد؟

الله تعالي مي فرمايد:" بگو: اي مردم ! به من بگوييد اگر خداوند شب را تا روز قيامت

 هميشه ماندگار كند به جز خدا كدام خداست كه بتواند براي شما روشني بياورد؟"

به رحمت خدا در نزول باران بنگر . الله تعالي مي فرمايند:

"آيا هيچ در مورد آبي كه مي نوشيد انديشيده ايد ؟ آيا شما آب را از ابر پايين

مي آوريد يا ما آنرا فرود مي فرستيم؟ اگر ما بخواهيم اين آب را تلخ و شور

مي گردانيم پس چرا نبايد سپاسگذاري كنيد؟"

يه اثار رحمت الهي در روابط اجتماعي بنگر: چه كسي محبت را در دل پدر و

مادر و زن و شوهر و مادر و فرزند نهاد؟ الله تعالي از مادر به شما دلسوز تر است.

اگر زن وشوهري با هم اختلاف داشته باشند باز هم پس ازمدتي نسبت

به هم مهربان مي شوند .و اين را بدان كه در فرستادن پيامبران نيز رحمت الهي

 نهفته است.الله تعالي فرمودند:

" اي پيامبر ما تو را جز به عنوان رحمت براي جهانيان نفرستاده ايم."

و بايد بندگان الهي به اين باور برسند كه مصيبتها الطاف الهي و رحمات الهي

هستند ازانجايي كه الله تعالي در حديث قدسي فرمودند:

 " به عزت و جلالم قسم! كه بنده مؤمنم را در حالي قبض روح مي كنم كه قصدم اين

 باشد كه اورا مشمول رحمت خود قرار دهم به همين دليل او را قبض روح نمي كنم

 مگر وقتي كه مصيبتهايي را در مال و فرزند و خانواده اش برايش ايجاد كرده باشم

 تا در حالي مرا ملاقات كند كه گناهي برايش نمانده باشداما اگر گناهي هم باقي مانده

 بود سكرات موت را بر او سخت مي گردانم تا حدي كه همانند حالتي كه از مادرش

 متولد شده مرا ملاقات كند."

ببين چگونه ذات رحمن با من و تو رفتار مي كند؟ اما افسوس كه برخي از بندگان

قاصراز درك اين رحمت هستند.

و حال چگونه با اسم رحمن و رحيم زندگي كنيم؟

1- به مردم رحم كن چرا كه رحمان به رحم كنندگان رحم مي كند.

2- با همسرت دو ركعت نماز بخوان زيرا كه پيامبر صل الله عليه و اله وسلم فرمودند:

خداوند رحم مي كند به مردي كه شب بيدار مي شود و همسرش را هم بيدار مي كند

 و با هم دو ركعت نماز مي خوانند.

3- صله ارحام به جاي آورو با كسي كه قطع شدي وصل شو.

4- نيكي به والدين چرا كه الله تعالي فرمودند:بال تواضع مهرباني رابرايشان فرودآور.

5- و نماز شب و قرآن را به اين نيت تلاوت كن كه خداوند به تو رحم كند چرا كه

الله تعالي فرمودند: "ما آياتي از قرآن را نازل مي كنيم كه مايه بهبودي و

رحمت مؤمنان است".

و حال در سكوت عاشقانه خودم از زبان همگان فرياد مي زنم:

يا الله رحمن دوستت داريم و به رحمت تو اميدواريم و از تو براي همگان

توفيقات روزافزونت را مي خواهيم و به ما توفيق بده تا بتوانيم آنگونه زندگي

كنيم كه ثانيه ثانيه لبخند تو را احساس كنيم و تا آخرين نفس در راه تو عاشقانه

 زنده باشيم عاشقانه بميريم وعاشقانه زنده شويم.        به اميد آنروز.........

[ یکشنبه 2 مرداد1390 ] [ 14:18 ] [ "طهورا" ] [ ]

            خلاصه اي از کتاب طریقه الراشدین و حجه المسترشدین:

 

و اما ذکر:

ذکری که کرام الکاتبین آنرا نمی شنوند بر ذکری که می شنوند هفتاد برابر

فضیلت دارد.  و برای هر چیزی پاک کننده ایست و پاک کننده دل ذکر الهی است.

ذکر خفی بر مریدان این طریقه افضل تر است . 

هر گاه بر شیخ صفت جلالی خداوند متعال و صفت کبریاء  و عظمت او غلبه کند

حالت قبض به او دست می دهد و نفس خود را در این حالت مانند چیز بی ارزشی

 ناچیز می بیند لذا در این حالت اگر از مرید به اندازه ذره ای بی ادبی مشاهده کند

 برای مرید چون کوه  ظاهر می شود و بهتر است که در این حالت از صحبت

با مرشد دوری کند. 

 اما زمانیکه بر مرشد صفت جمال خداوند و رحمت و مغفرت او غالب شود

 پس در آن زمان ذوق و شوق  به لقای خداوند تعالی حاصل می شود و احوال

 شیخ که ذوق و شوق و گریه است به آنان سرایت می کند  در چنین حالتی

 با شیخ هم نشینی کن و از او دور مباش .

 بیعت: پیمانی است که آنرا انسان بر نفس خود می بندد تا مخلصانه از

 امام فرمانبرداری کند و به عهد خود وقا کند.

علما درباره گرفتن شیخ و اخذ طریقه و لزوم سلوک گفته اند: 

به تجربه ثابت شده است که پاک شدن از پلیدیهای معنوی و آلودگی های باطنی

و حضور و خضوع در نماز به موجب این حدیث شریف :

" این که خدا را طوری عبادت کنی که گویا او را می بینی" که از آن به

 مقام احسان تعبیرمی شود  میسر نمی شود مگر با سلوک نمودن زیر نظر

 شیخی کامل که عالم به علاج امراض  و نیز عالم به حکمت  معاملاتشان از

 روی علم و ذوق و تجربه باشد.

 شیخ عارف برای مرید مانند آب برای زراعت است اگر  زراعت را آبی نرسد

 از زمین هیچ چیز نمی روید و سبز نمی گردد و به کمال نمی رسد.

بدان که طریقه نقشبندیه در حقیقت طریقه صحابه کرام (رض) است

بدون کم و زیاد .زیرا روش ایشان  عبارت است از : مداومت بندگی در ظاهر

 و باطن و التزام به سنت و عمل  به عزیمت و پرهیز کامل از  بدعت در

 تمام حرکات و سکنات و در عادات و معاملات توام با  حضور دائمی دل

با خدای تعالی با  فراموشی و غفلت از غیر آن و غرق شدن در یاد و حضور 

او تعالی. بعضی از سالکان این طریقه در یک  لحظه به مقصد اصلی

رسیده اند و بعضی در یک روز و کسانی دیگر در مدت یکسال و عده ای

 در چند  سال واصل گشته اند.

نهایت در طریقه اکابر نقشبندیه در بدایت مندرج شده است و اقتداء ایشان در

 آن به صحابه  رسول الله (ص) می باشد چرا که آنان در اول صحبت

رسول الله (ص) به چیزی رسیدند که در نهایت آن  حاصل می شود و آن به

 سبب اندراج نهایت در بدایت است.

همانطوری که ولایت محمدی فوق تمام ولایات است آنها  منسوب به

صدیق اکبر(رض) است.

در اين طريقه افراط در گرسنگي و بي خوابي نيست بلكه در هر امر

ميانه روي رااختيار مي كنند خلوت ايشان  در جلوت است در هر مجلسي براي

آنها خلوت و گوشه اي است در مجالس حاضر مي گردند در حاليكه  دلهايشان

در محضر مولايشان بوده و از غير او خالي  نيست پس در ظاهر با خلق و در

 باطن  با حق مي باشد. و چه خوش گفته است شاعر : 

" از برون در ميان بازارم                        وز درون خلوت است با يارم "

در بهره گيري از اين روش پيران و جوانان و كودكان برابرند انتهاي اين طريقه

 در ابتداي آن درج شده است  به عبارت ديگر ابتداي اين طريقه انتهاي

 طريقت هاي ديگر است زيرا كه  در آن كشش محبت ذاتي است  به سبب فضلي

 كه از جانب خداوند متعال به واسطه صديق اكبر(رض) دراين طريقه نهاده است.

بدانكه انسان از ديدگاه حضرت مجدد الف ثاني (رح) مركب از ده لطيفه است :

پنج لطيفه از عالم امر و پنج لطيفه از عالم خلق. لطايف عالم امر عبارتند از:

قلب و روح و سِر و خفي و اخفي.

عالم امر بر چيزهايي كه به مجرد امر (كن باش و بوجود آي) ظاهر شدند

اطلاق مي كنند  وعالم خلق را  بر آنچه كه به طور تدريج آفريده شده اند

 نسبت مي دهند عالم خلق زير عرش ولي عالم امر فوق  عرش مي باشند.

هنگاميكه خداي تعالي پيكر آدمي را آفريد همين جواهرمجرد (لطايف)

را به قدرت  كامل خويش در چند موضع مختلف از بدن انسان به خاطر

 محبت وعشقي كه به انسان داشت به  وديعه گذاشت در نتيجه اين جواهر

 (لطايف) اصول خود را به سبب وابستگي ها و موانع جسماني  و لذت هاي

 نفساني فراموش كردند.

هر گاه عنايت و مهرباني حق تعالي شامل حال بنده اي شود  او را براي خدمت

 به ولي كاملي از اولياء خود مي رساند و آن ولي ابتدا ذكر را به او تلقين مي كند

واورا به رياضت ومجاهدت براي پاكي و تزكيه باطن و صفاي آن امر مي كند. 

سپس شيخ كامل  به لطائف او توجه مي كند پس در اين وقت لطائف اصول خود

را به ياد مي آورد و در هر يك ميل به  سوي اصل آن به سبب جذبات خداوندي

 كه به بركت توجه شيخ و به سبب ذكر و تفكر بسيار و حصول  جذبات

 بر آن وارد مي شود ظاهر مي گردد.

پس به اصل و سپس به اصل اصل مي رسد تا اينكه بهذات خالص كه خالي از

 صفات وشيونات مي باشد منتهي مي گردد.

اما لطايف عالم خلق عبارتند از: نفس و خاك و آب و هوا و آتش مي باشد. 

براي هر لطيفه جايي خاص و ارتباطي با بعضي از اعضاي بدن است موضع

 لطيفه قلب زير پستان چپ  به فاصله دو انگشت و محل روح زير پستان راست

 به فاصله دو انگشت ومحل سِر بالاي پستان چپ  مائل به وسط سينه مي باشد.

 و محل خفي بالاي پستان راست اندكي مائل به وسط سينه و محل اخفي وسط سينه

و محل نفس  پيشاني است و محل خاك و آب و هوا و آتش كل بدن است.

 و خداوند متعال هر يك از لطائف را  در قرآن مجيد ذكر فرموده است.

اما كيفيت گرفتن ذكر اسم ذات نزد نقشبنديه اين است كه شيخ مريد را بعد از

 طهارت كامل جلوي  خود بنشاند و ار دو زانوي مريد را به هر دو زانوي

 خويش بچسباند چنانچه جبرئيل  امين با سرور كائنات (ص)  انجام داد و سپس

 مرشد با دست راست خود دست راست مريد را بگيرد و او را از تمامي

زشتي ها توبه دهد  و به او امر كند كه از صاحبان حقوق طلب 

بخشش نمايد و چيزهايي را كه به ناحق از كسي گرفته به  صاحبش برگرداند

و بدعتها را ترك و به سنت عمل نمايد.سپس هر دو با هم يك مرتبه بگويند :

امنت بالله و....و بعد هر دو با هم سه باربگويند: استغفر الله ربي.....و

 سپس با هم كلمه شهادت را سه مرتبه بگويند چنانچه نبي اكرم (ص) با

 حضرت علي به همين صورت عمل كرد.

بعدا شيخ اين آيه را بخواند: ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله.

سپس پير و مريد دستهاي خود را بر زانوهاي خويش بنهند و چشمان خويش

را ببندند و بعد شيخ دست خود را  بر دل مريد زير پستان چپ بنهد و به مريد

 ذكر اسم ذات الله تعالي را تلقين دهد.

اين طريقه از منزلت و درجات والايي برخوردار است كه در اين باب شعري

عربي سروده شده است  كه ترجمه اش چنين است: 

" شان و مرتبه گروه نقشبنديان بسيار بالاست و ايشان را ميان گروهها

 هيچ مانندي نيست "

" همواره سواران در راه پوشيده و پنهان تا حريم پاك و صاف كبريا مي روند

چنانچه مي خواهند "

" به سبب صحبت ايشان وسوسه هاي خلوت گزيني و دوري از مردم محو

مي شود وبوسيله جاذبه يصحبت ايشان باطن سالك هدايت و راهنمايي مي يابد"

"و اگر كوتاه نظري روزي درباره ايشان اعتراض كند پس من سخن او را نه

 مي گويم ونه مي شنوم  و نه توجهي مي كنم "

 

"و صلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم"

[ پنجشنبه 15 مرداد1388 ] [ 20:58 ] [ "طهورا" ] [ ]

اما از یاد نبریم! 

برای عاشقی باید اول طلب نماییم

و همچون عطار کفشهای مکاشفه را به پا کنیم و هفت

 شهر عشق را بگردیم تا که بفهمیم این هفت مرحله :

طلب ٬ عشق ٬ معرفت ٬ توحید ٬ استغناء ٬ حیرت و فنا  چیست؟

اما بعد....

 

"و الله یقول الحق و هو یهدی السبیل"

" خداوند متعال راستگو و نشان دهنده راه راست است "

حکمت خداوند بر این رفته که محبت ذات پاک خود را

همچون گوهری که در دل صدف قرار می گیرد و در قعر

 اقیانوسها است در دل محبان خود نهفته و مکنون دارد تا طالبان

 عشق و معرفت سر از پای نشناخته و به جذبه ای از جذبات حق

 دنیا و مافیها را ترک کند و به ذوق و شوق در پی گمشده خود بگردند

 و خداوند به فضل بی پایان خود آنها را به منزل مقصود برساند و

کمال محبت خود را عطا فرماید و هم آن کسانی که در سراغ این گوهر

 محبت الهی نیستند و از عزم راسخ و همت قوی برخوردار نشده اند

از خداوند تعالی می خواهم که به فضل و مرحمت خود ایشان را از

 عشق و محبت خود روزی عطا کند و به صراط مستقیم هدایت نماید.

 بنابراین آنهایی که طالب این راهند باید به اندازه ای درباره سیر و

 سلوک اهل ذوق و محبت شناخت داشته باشند و دلایل آنها را از

کتاب و سنت و روش سلف بدانند و در این روش آگاهی

از علوم و معرفت و اسرار و حقایق و دقایق راه عرفان و محبت

الهی کتابهای زیادی از بزرگان باقی مانده که هر یک مقام خاص

 خود را دارند .

از جمله آن اثری از حضرت مولانا غوث محمد صاحب نقشبندی (رح)

 بنام" طریقه الراشدین" می باشد که در ترویج طریقه عالیه نقشبندیه

و تعلیم و تعلم مریدان  عمر با برکت خویش را سپری

کردند و اثرات جاویدی از خود به یادگار گذاشته اند.

کتاب ذکر شده توسط این بزرگوار در صد سال پیش به زبان عربی

 نگاشته شده و ترجمه این کتاب توسط "عبدالله نقشبندی مجددی"

 صورت گرفته است. طریقه نقشبندیه برای مریدان طریقه ای متوسط

خالی از زیاده روی و سهل انگاری است

و آن مغز و خلاصه همه طرق است. شگفت تر از آن این است

 که کمالات نهایی آنها مندرج در حالات ابتدایی ایشان می باشد

اقتدایشان در روشی که دارند به صحابه حضرت نبی اکرم (ص)

می باشد چرا که صحابه کرام (ص) در همان ابتدای همنشینی

با آن حضرت به انتهای کمالات فائز گردیده اند و همین در اصطلاح

 قوم "اندراج النهایه فی البدایه" است.همانطور که ولایت محمدی (ص)

 افضل و فوق ولایتهای پیامبران است ولایت بزرگان نقشبندیه

برترین همه ولایات دیگر اولیاء است.

ان شا الله که بتوانم خلاصه ای از این طریق (نقشبندیه) را برای

شما دوستان و محبان این راه فراهم کنم.

ادامه دارد.........

[ جمعه 12 تیر1388 ] [ 23:10 ] [ "طهورا" ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" همه چیز و همه کس را

دوست بدار اما به هیچ کس

و هیچ چیز دل مبند مگر خدا"

پروردگارا! از صميم قلب دوستت دارم.
احقرالعباد : طهورا

....................................

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌوَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي

السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن

ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ

يَعْلَمُ مَابَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَاخَلْفَهُمْ

وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ

إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ

السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ

حِفْظُهُمَا وَهُوَالْعَلِيُّ الْعَظِيمُ


لینک دوستان
امکانات وب

JavaScript Codes http://tehran-sunni.ir/avator/tehransunni_tehran-sonni.jpg




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس